شمس الدين حافظ
29
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
او ، از قافيههاى ميانى به خوبى بهره مىگيرد ، از سجع متوازى كه در اوزان دورى يا سالم در وسط يا پايان هر مصراع قرار مىگيرد ، توازنى دلكش به شعرش مىبخشد ، آنگونه كه گاهى قوافى ميانى مسمطهاى « منوچهرى » را تداعى و به ذهن مىآورد . هنگام تنگدستى در عيش كوش و مستى * كاين كيمياى هستى قارون كند گدا را دانشجوى رشته دكترا كه رسالهء دكتراى او را مىديدم به من گفت : « استاد آيا حافظ كاملا از ظرافت كارهايى كه در شعرش وجود داشته ، آگاه بوده يا امروز پژوهشگران آن را كشف كردهاند . » گفتم : چون حافظ قرآن را از حفظ داشته با آگاهى و بصيرت كاملى بر تمام ظرايف شعرى تسلط و آگاهى داشته و با بينش و تسلط دانش روز و زمان شعر سروده است او كاملا مىدانسته كه چه مىسرايد و چه مىگويد ، حتى چه بايد بگويد ، اين قدر مسلم و متقن است . در بيت « هنگام تنگدستى » دو قافيه نيم مصراع اول و نيم مصراع اول بيت دوم باهم يكى هستند يعنى متفاوت از قافيه كل غزل و اين مؤثرترين عامل در دلنشينى آهنگ شعر حافظ است كه در مجموع تناسب و هماهنگى مطبوعى به غزلياتش بخشيده است اين ويژگى را نغمه حروف گويند و حافظ در اين زمينه - يعنى انتخاب حروف جهت واجآرايى - استاد است . حافظ در ابداع و ساخت كاخ زيباى شعر از رديف به بهترين نحو بهره گرفته ، به گونهاى كه شعرهاى مردف او وراى تصوير كلام و بيان است . اگر به قولى اشعار او را مثلا 486 غزل بدانيم 66 درصد يعنى دو سوم غزلهاى وى مردف هستند . داشتن رديف به علت نوعى تكرار شايد در شعر زيبا نيايد ، اما حافظ به علت نوعى تكرار كلمه در آخر ابيات عامل موسيقى زيباى كلام را جانى تازه و خون جديد تزريق كرده است ، به ويژه اينكه حافظ به « رديفهاى فعلى » كه پويايى و تحرك بيشترى در القاى مفاهيم دارند ، توجه خاص مبذول داشته و به شعر خود ، تموج بخشيده است . شربتى از لب لعلش نچشيديم و برفت * روى مهپيكر او سير نديديم و برفت لسان الغيب ، در مرادفسازى ، زيبا عمل كرده است ، رديف را به اوج و قله شعر برنشانده و كمربند مرصع پادشاهى بر كمر رديف بسته و از تكرارش در پايان هر مصراع طنين و رنگى دلنشين به شعرش بخشيده و آهنگ شعرش را به اوج رسانده است . 1 - گر ز دست زلف مشكينت خطايى رفت رفت * ور ز هندوى شما بر ما جفايى رفت رفت 2 - روشن از پرتو رويت نظرى نيست كه نيست * منت خاك درت بر بصرى نيست كه نيست حافظ از صنعت ذو قافيتين به بهترين نحو استفاده كرده و بوستان غزلياتش را بر صنوبر خيال